در نظر سنجی برنامه ی یک جام یک جهان که دو روز از بازی اسپانیا و هلند اغاز شده بود چیزی در حدود 5میلیون نفر شرکت کردند.واکثریت این 5 میلیون برد تیم اسپانیا را پیش بینی کرده بودند.با نگاهی دقیق به شیوه ی بازی این دوتیم می توان به دلیل این مساله پی برد.اسپیانیا در بازی های مقدماتی هیچ کارتی دریافت نکرده بود و به عنوان بهترین تیم به لحاط بازی جوانمردانه شناخته شده بود.در جریان مسابقات هم تقریبا اسپانیا تنها تیمی بود که از بازی خشن در هر حالی دوری کردو تجربه ی تلخ شکست را به برد با اسیب رساندن به بازیکنان حریف ترجیح داد.این مساله در بازی اسپانیا و سوئیس نمود پیدا کرد.اسپانیایی ها باختند ولی خطا نکردند.در واقع انها بردند.چون هدفشان تنها برد نبود. هدف انها زیبا بازی کردن بود تیم اسپانیا نشان دهند ی انسانهای بود که هر کدام از فرهنگ زبان تاریخ و محیط سیاسی مختلف در کنار هم جمع شده بودند.ولی هیچ گاه تفکرات فردی انها تاثیری در بازی تیمی انها نداشت.باسک و کاتالونیه دشمنان مشترک مادرید هستند که خواهان ازادی های سیاسی سرزمین های خود هستند.ولی با این وجود تیم اسپانیا کم حاشیه ترین تیمی جام جهانی بود.بازیکنان متعصب بارسلون ایالت کاتالونیه در کنار اصلی ترین رقیب خود یعنی رئال مادرید چنان زیبا و دلنشین بازی کردند که درک اختلافات سیاسی کشور اسپانیا را برای تماشاچیان فوتبال به مساله ی مبهم تبدیل کرد.
اسپانیا کشوری است که بزرگترین نقطه ی ضعف خود را به نقطه قوت خود تبدیل کرد و بهترین بهره برداری را از این ضعف خود داشت.ضعف اسپانیا اختلافات قومی وزبانی در این کشور است.کشوری که هیچ قومی اکثریت نیست و هر قوم و نژادی تنها در بخشی از این کشور ساکن است.که این مساله در 30 40 سال اخیر مشکلات زیادی برای حکومت مرکزی اسپانیا به وجود اورده از یک طرف مبارزات مسلحانه باسکی ها و از طرف دیگر درایت و دیپلماسی هوشمندانه ی کاتانونیه ها برای عضویت مستقیم در اتحادیه اروپا باعث زمین گیر شده اشتی ملی در این کشور متکثر شده بود.ولی برخلاف بعضی کشورهای جهان کشور اسپانیا به جای اتخاذ یک سیاست خصمانه سیاست مشارکت تمامی اقوام در امور سیاسی و اقتصادی را اتخاذ کرد.واز ثمرات این سیاست می توان به برد جام جهانی اشاره کرد.
پایتخت نشینان به جای انتخاب بازیکنان تیم ملی از بین خودشان تیم ملی کشورشان را از شایسته ترین بازیکنان ایالتهای مختلف انتخاب کردند.وباعث کاهش محدودیتهای ژنتیک در تیم ملی شات شدند .همان مشکلی که تعداد زبادی از تیم های دنیا از ان رنج می کشند .تیمهایی مثله ژاپن و کره جنوبی وشمالی. ویونان بازیکنان این تیم ها داری خصوصیات فیزیک و تکنیکی یکسان هستند چون همگی انها از یک نژاد و قوم هستند و در محیطهای یکسان و تقریبا در یک نوع اب و هوا زندگی کرده اند.
از کشورهای دیگر جام جهانی که در سایه ی بازکنانی از ملتهای مختلف توانست به موفقیتهای چشم نوازی دست پیدا کند می توان به المان اشاره کرد.فوتبال المان چندین سال بود که لقب تیم ماشینی وبازی ماشینی را با خود یدک می کشید.ولی در این دوره شاهد بازی های بسیار تکنیکی و گروهی زیبای این تیم بودیم .المانی ها که برای ایجاد تیمی تکنیکی از ملتهای مختلف مجبور شده بودند تفکرات فاشیستی خود را کنار بگذارند توانست مقام سوم را تصاحب کنند.
شاید بتوان گفت تیم ملی المان در 30 40 سال گذشته به بهترین وضع خود رسیده است چون تفکرات فاشیستی خودرا در تشکلیل تیم ملی به کار نبسته اند.برای المانی ها دیگر نژاد مساله نیست مساله ی اصلی فوتبال المان خلاصی از همگن بودن نژادی بازیکنان تیم ملی است.به نظر بسیاری از کارشناسان, تیم جوان و کم تجربه ی المان شانس بسیار زیادی برای قهرمانی در جام ملتهای اروپا دارد.
